|
ادبیات(ایران و جهان)-هنر-روانشناسی-دین-ورزش-......
|
این جمعه هم غروب شد . نمی آیی؟

عکس :محسن مظهری www.foto.ir
نمی آیی؟
دل و بار غم و انبوه تنهایی نمی آیی؟
امیدم تا که رخ از پرده بنمایی نمی آیی؟
نشستم تا بیایی با تو گویم رنج هجرانت
نویدی داده ام دل را که باز آیی نمی آیی؟
هزاران جمعه آمد رفت دل در حسرت دلدار
تو ای روشن ترین خورشید بینایی نمی آیی؟
وفای عهد خوبان را وفا هیچش امیدی نیست
کریمی عهد و پیمان را اهورایی نمی آیی؟
ز هجرت چشم کنعان جهان محروم از دیدار
عزیز مصر دنیا یوسف ثانی نمی آیی؟
تو ای مجنون صحرا را نسیم خوب لیلایی
من و یلدای هجران و شکیبایی نمی آیی؟
خدا را تهنیت گویم بدین مولود بی همتا
جهان را سایه ی عدلی تو مولایی نمی آیی؟
غروب جمعه ویران می کند بنیان دل ها را
که این آدینه هم گویا نمی آیی نمی آیی؟
شعر از : رضا بردستانی
یزد/شعبان/۱۳۸۷