|
ادبیات(ایران و جهان)-هنر-روانشناسی-دین-ورزش-......
|
عکس" : سينا حقاني: " www.foto.ir
مکان :طبیعت بکر ایران زیبا " شوشتر"
((
باور كن
دلتنگي ؛
تنها داشته اي است
كه،
قابل قسمت نيست.
واگرنه،
دريغ نمي كرديم
باور كن/.
زيبا
تو همانگونه ، جواني
و هميشه زيبا.
"ترسيم خود سرانه آينه" ،
ناشيانه ؛
خطوط پيري بر چهره ات
نگاشته ،
تو،
جواني.
تو،
همچنان زيبا.
زمان
ديروز هم،
وقتي تنها شدم؛
سراغ تو را
از باغ گرفتم.
آخرين پاييزي كه آنجا بودي را
نشانم داد،
باغ هم،
هنوز زمان ،
و؛
آخرين نشانه ات را
از ياد نبرده است.
سيب ،ياس،پرنده
سيب را برگزينيم ؛
شاخه گلي ياس !
گنجشكي زخمي!
پرنده اي در قفس!
تاب مي آوري؟
<غزل>
ناتمام

نگـار خــوش سخن ما ترانه هـا دارد
بـراي نـاز و عتـابـش بهـانه هـا دارد
نگين پاد شــهي را به هيــچ نستــاند
از آن دو نرگس مستي كه فتنه ها دارد
هــزار يـوسـف كـنعانیش بـه نيم نـگاه
اسـير بــرق نگاهـي كـه كينه هـا دارد
بـه غمزه داغ نهادی ز روزگار نخست
دل رميــده ي مــا را كه رخنه ها دارد
رواج شـب شكـند زلف كفر آلـودش
نـه يك عسس كه به هر طره شحنه ها دارد
ز عقل و هوش نـبيني دگر اثـر جـايي
كـه دل ز داغ فراقـش فسانه ها دارد
كجـا بـرد اين دل حديث نـالۀ نـي
ز سـوز و داغ نهـاني كه سينه هـا دارد
شعر از :
رضابردستانی/ یزد/۲۷ اردیبهشت/۱۳۸۷
در انتظار فردا
جمعه ای دیگر در راه است
هجوم بغض انتظار سخت و آزار دهنده شده
برای امدنش دست بدعا برداریم

عکس : " محمد توکلی" www.foto.ir
بسم خدای سبحان
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان عجج
این الشموس الطالعه ؟
این الطالب بدم المقتول بکربلا؟
این المضطر الذی یجاب اذا دعی؟
غروب ٬ آن هم جمعه
شدی نهان زنظر ها ٬ چرا نمی آیی؟
انیس خلوت دلها ٬ چرا نمی آیی؟
نیامدی که بگویم حدیث کرب و بلا
به نیزه شد همه سر ها٬چرا نمی آیی؟
عطش و ضجه ی جانسوز کودکان یتیم
غریو و خنده ی اعداء ٬چرا نمی آیی؟
چگونه؟ با تو بگویم حکایت در و دیوار
یگانه حامی زهراء ٬ چرا نمی آیی؟
علی(ع)و زخم گلو٬ علی(ع)و خلوت چاه
سکوت مبهم دلها ٬ چرا نمی آیی؟
هجوم ظلم و عداوت ستمگری و شقاوت
طبیب جمله اطباء ٬ چرا نمی آیی؟
خدا!٬ به لب رسید جان ٬ ز ظلم و جور زمانه
عدالتی تو جهان را ٬ چرا نمی آیی؟
عنایت تو بفرما که لب ز شکوه ببندم
حکایت شب یلدا ٬ چرا نمی آیی؟
مرا شکیب نمانده بمیرم و تو نیایی
غریب چون دل مولا٬ چرا نمی آیی؟
دوباره باز شنیدم ز سوز سینه ی ریشم
هزار٬....هزار ....... وعده ی خوبان؟!!!!!!
ولی............ ولی ..... تو می آیی
التماس دعا
یزد/رضا بردستانی /۲۶ اردی بهشت/۱۳۸۷

عكس : سيد مهدي اميري www.foto.ir
يك عمر بلا تكليفي
گفتي شبي با من كه غم را دوست داري ؟
گفتـي تـو هـم باران نـم نـم دوست داري
گفتــــي هـــــزاران آرزو ،رويــا ، فســــانـه
آخــر نفـهميـدم مـرا هــم دوســت داري؟
از لابـــلاي نـالــه هـــــــاي عاشـــــــقانه
گفتي شراب و شـعر با هــم دوست داري
در حســــرتم يك حرف شــيرين يا نگاهي
چشمــم چرا پر اشك و ماتم دوست داري؟
از بستـــــرت برخاســـــــتي با دل فريبي
گويــــا مـرا با درد و ماتــــم دوسـت داري؟
ليلـــــي صفت ظـــرف دلـم را سنگ باران
مجنون شيــــــدا را ندانـــــم دوسـت داري؟
شيـــــــــرين شدي فرهـــــاد را آوارۀ كوه
خسرو نه اما جام جـــــم را دوســت داري؟
زلفــــــت سفير كفـــــر ايمان دلـــــم شد
شيـطان صفت غرق گناهم دوســـت داري؟
بــــــرق نگاهـــت آتشي بر خرمـــــن دل
از اين كه مـن آتش به جانــم دوســـت داري؟
ديشــب ميان خواب و بيــــداري شـــنيدم
نجــــوا كنان گفتي كه من هـم دوســـت داري
برخاســـتم از خواب ديـــــدم باز هــــم تو
گفتـــي ولـي مبهــم مرا هــم دوست داري
رضا بردستانی / یزد / روزی از روزها / ۸۳

پنجم جمادي الاول سال پنجم هجري
بزرگ بانوي صبر و مهرباني ، محبت و وفاداري
از پدری سراسر عشق و مادري يكپارچه محبت
در ميان بوستان عدل وامامت
پا به عرصه وجود نهاد
بر رحلت جدش به سوگ نشست .
ناباورانه شهادت مظلومانه مادر را
با قطره قطره اشك بهت و اندوه نظاره
او روزي راكه علي را در محراب عشق به جرم عدالت
با شمشير كينه و تعصب مجازات كردند را خوب به ياد دارد.
طولي نكشيد برادر بزرگوارش را مسموم مار غاشيه
غرق در خون ديد او حالا صبر و بزرگواريش متبلور شده بود
همسفر كاروان كربلا شد ازمدينه به مكه ، از مكه به وادي بلا تا
شاهدی باشد براي روزي كه برادرش را به صليب كشيدند
چونان مادري مهربان حسين را همراهي نمود
تنها يادگار مادر را
بغض چندين ساله اش را فرو خورد
كه يتيمان برادر بي تابي نكنند
به اسارت رفت با جسارت از آرمانش دفاع نمود...
اردی بهشتی ترین دوست
تولد ت مبارک

عکس :"سید بابک موسوی " www.foto.ir
" این پرنده یک زرده پره سر سرخ است .
آنها در شمال شرق کشور به صورت در مهاجر تولید مثل کننده
یعنی از اوایل اردی بهشت سروکله شان پیدا می شود."
{دریاچه بزنگان نزدیک سرخس}
تولد
می آیی
با خواهش این و آن
در پوشش آرزوهای دیگران
می روی
با هزار آرزوی گران
برای خود
نه برای دیگران
(پروانه فتاحی طاری)
پ.ن بانوی اردی بهشت دوست خوب و بزرگوارم
روزی که تو آمدی هزاران زرده پره سر سرخ هم آمدند و شاید تو یادت نیاید
تولد سبز و با برکت تو نوید مهر و مهربانی است
پایدار باشی و سبز
تولدت با هزار مهر و ارادت تبریک و شاد باش
برای امیر حسین عزیز و بیست اردی بهشت
سید امیر حسین مولانای عزیز
تولدت مبارک

عکس :" سعید عباسی" www.foto.ir
.....................
و من
هر گلی را که می دیدم از
دستهای تو آغاز
می شد
و آبی که از بیشه ای دور می آمد
آرام
( زنده یاد سلمان هراتی )
پ.ن خدمت همه ی دوستانی که به من لطف دوستانه بیش از لیاقت من دارند
چند روزی است دسترسی به اینترنت ندارم ببخشید اگر نتوانستم
جواب محبتهای شما را بدهم به زودی خدمت خواهم رسید و جبران مافات خواهم کرد
شما عزیزان و دوستان از جان عزیز تر من هستید و خدمت تمامی شما عزیزان
ارادت خاص دارم برای همگی آرزوی سلامتی و سعادت دارم
بدرود تا کمی بعد از الان
تهران /رضا بردستانی / ۱۹/اردیبهشت /۸۷
عطش باران

عکس : " محمد رضا کیانمهر "www.foto.ir
من احساس خیس علف را می شناسم
کمک کن که تنها نمیرم
اگر ساکتم یا که خاموش و زخمی
بدان دوست دارم
برای همیشه
کنار تو
یا
زیر باران بمیرم
کمک کن که من
پاک و آرام
کمک کن که من
زیر باران بمیرم.....

عکس : " امیر جعفری" www.foto.ir
تولدی دیگر
www.tavahomateyekjooje.blogfa.com
" بهترین نقاشی روی زمین "
ناخوانده مهمانش شویم
در غار تنهایی او
مهمان و همراهش شویم
عکس " علی رفسنجانی عباسی" www.foto.ir
رستم زدرس عشق و دبستانم آرزوست
پس از یکسال شوخی و شیطنت در محیط سراسر نشاط کودکستان (امادگی و پیش دبستانی فعلی)
تغذیه را نخوردن ، شیر های سه گوش اهدایی را میان حیاط کودکستان ترکاندن ، خمیربازی و تماشای عروسک بازی و هزار هزار خاطره وشیطنت دیگر قدم به دبستان گذاشتم دبستان محمد طاهری یادش بخیر اقای علایی مدیر دبستان و آقای مصطفوی معاون و آقای رضایی دفتر دار آقای هاشمی سرایدار خوب و مهربان "از تمام کودکستانم تنها وتنها زهرا خانوم مکبر را یادم مانده و بس "
حروف ابتدایی عشق آموزی را از مهربان بانوی اوستایی خانم شکری آموختم برای اثبات اینکه الفبا را خوب می شناسم کتاب و دفتر نزد آقای هاتفی بردم هم او که با جوهر قرمز خودنویس طلاییش با خطی خوش پایین دفترم می نوشت " زیباتر بنویس ، دقت کن" و حقا که چه خط زیبایی داشت نیکومرد اوستایی آقای کلانتر سال سوم دبستان را با ایشان گذراندم معلم دوست داشتنی و فراموش ناشدنی ام آقای موتاب چهارم دبستان را و زنده یاد مرحوم آقای بکاء پایانی بود بر شیرین ترین دوران زندگانیم یعنی دبستان .
باقی بماند برای مجالی دیگر دست همه معلمین خوبم از ابتدا تا همین امروز را مشتاقانه می بوسم
پیش کشی ناقابل برای اینکه بدانید به یادتانم و قدردان خوبی هایتان
برای معلم
آموختنـی ها را در حـرف تو من دیـــدم
گل های محـبت را از چشـم تو بویـــیدم
از عشق سخن گفتی ،از لیلی و از مجنـون
هم عشق ، تورا دیدم ؛ هم عشق که فهمیدم
حرف الف و باء را تکرار چو بنمودی
سر سلسله ی علمم با با شد و خندیدم
یادش بخوش آنروزی با جوهر قرمز رنگ
" زیباتر و با دقت " خطی کـه پسنـدیـدم*
از درس و دبستانم آموخته ها دارم
دوران پس از آن را گل بود که می چیدم
اندیشه پاکت را، با جان و دلم دیدم
آن راز درونی را فهماندی و فهمیدم
از صدق و صفا گفتی ،از نیکی با مردم
صدق سخنت گویی، از گوش تو بشنیدم
آن روز دلم می خواست من جای تو می بودم
تقدیر چنین ننمود ، یا من کـه نسنجیدم
" من علمنی حرفا ، فقد صیرنی عبدا "
پند و سخن مولا ، با جان و دلم خواندم
*آقای هاتفی همیشه با خودنویسی مینوشت که جوهری قرمز رنگ داشت*
تهران/پارک ساعی/۸.۲۵صبح /دوشنبه /نهم اردی بهشت /۸۷/در انتظار یک دوست/به یاد دبستان
رضا بردستانی/

عکس:" سها تفرشی"www.foto.ir
آيا ، غروب ؟
آنجا كه تو رفته اي ،
آسمانش آبي است.
مي دانم.
آفتاب ،در كدامين سوي آسمان آبي
آيا ،
غروب مي كند؟
رضا بردستانی /یزد /غروب اردی بهشت ۸۷
{ شهره شیرازی عزیز نهم اردی بهشت سال روز تولدت گرامی و شادباش}
پ ن . "نگویید عکس با غروب همخوانی ندارد این عکس اگر با غروب همخوانی ندارد با تولد شهره عزیز
حتما همخوانی دارد
" برای این دوست خوب شیرازی عزیز بهترین ها را آرزو می نمایم

عکس :" مانی جهانشاهی "www.foto.ir
غروب جمعه ای که دلگیر نیست
اینجا غروب است
غروب جمعه اما دلگیر نیست
مژده ام داده اند که باز می آیند
دوست عزیزم ثمره مهربانانه خطای
دوست قدیمش را به نیم نگاهی بخشید
شهره عزیز و دوست داشتنی
ندای مهربانیش بیش از دم سرد من کار ساز شد
شهلای خوبم از فنلاند
بهترین ها را گفت
و نتیجه آن شد که او باز می گردد
به زودی زود
پس مژده که شاد باشید
این دوست کویری شما سربلند شد
من وقتی ثمره را دارم
مولانای خوب را دارم
شهره را در کنار خود احساس می کنم
شهلا دست یاریم را به گرمی می فشارد
باید که سربلند باشم
از تمامی شما ممنونم که یاریم کردید
و راهنمایی
تا یکی از عزیزانم را از دست ندهم
و ندهیم
امروز جمعه
هنگام غروب
دلم گرفته و غمگین نیست
مانی مسیحا
بانوی اردی بهشت
پرسه /خاله خوبم
عسل
دریا-دریا-عاشقانه های دریا-موج دریا
مهدی
امیر
فرانک
مانا
سالی
بنفشه
همه و همه
ممنون
نگین
دن کیشوت
مهناز
پریسا
و تمامی دوستانی که بی نهایت دوستتان دارم
ممنون
بیش از همه
ثمره عزیز از تو ممنونم
که باورم کردی
تحملم کردی
و چون همیشه
سر بزنگاه بدادم رسیدی
ممنون که هر چه دارم از تو
و دیگر دوستان مهربانم دارم
پ.ن/ اگر اسمی از قلم افتاد بر من ببخشایند
همه برایم عزیزید اما شوق بازگشت دوست و
کهولت سن دلیل این خطای نابخشودنی است/
رسید مژده .... رسید مژده
سکوت

عکس:"کوروش جاویدی پارسیجانیwww.foto.ir
گفتم پرنده؟....
گفت:"اینجا پرنده نیست....
اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست......
گفتم:درون چشم تو دیگر...؟....
گفت:"که هرگز نشان زباده مستی دهنده نیست.....
اینجا بجز سکوت سکوتی گزنده نیست....
"......................................................................"
" زنده یاد دکتر حمید مصدق"

عکس : " فاخره خطیبی" www.foto.ir
خیالتان راحت /.......
آسایش را بر می گردانم
سلام
خیلی ها از رفتن عموی خوب من
آسایش عزیز
مکدر ، دل نگران و غمگینند
آنهایی که مرا می شناسند
دوست و همراه من هستند
خیالشان راحت
آسایش را بر می گردانم
ادامه دارد.......

عکس: مهدی یاسمینwww.foto.ir
استاد سخن
سعدی
به نام او
استاد سخن سعدی نزد همه کس ....
اما و اگر وشاید و چون و زیرا هم ندارد.
با یک دنیا شرمساری رویداد بزرگ و با شکوه
روز سعدی را با یک روز تاخیر
تبریک و شاد باش می گویم
سالهاست وقتی دلم می گیرد این غزل سعدی
آرامش بخش دل پریشانم می شود./
از در در آمدی و من از خود به در شدم
گویــی از این جـهان به جـهان دگـر شدم
گوشـم به راه تا که خبر می دهـد زدوست
صاحـب خـبر بیامد و مـن بی خـبر شـدم
چون ذره ای فتـاده بــدم پیش آفتـــاب
مهرم بجان رسید و به عــیوق بر شدم
دســتم نداد قـوت رفتن به پیش یــار
گاهی به پای رفتم و چندی به سر شدم
الی آخر......
او نمیرد ....
هرگز هرگز هرگز
( عرض ارادتی ویژه و مخصوص خدمت دوستان عزیز
شیرازی خودم /نگین/عسل/دریا/شهره/شهلا ایزدی/فرزانه/)
یزد/ رضا بردستانی/دوم اردی بهشت/۸۷