|
ادبیات(ایران و جهان)-هنر-روانشناسی-دین-ورزش-......
|
السلام علیک یا سلطان
علی ابن موسی الرضا ع
سبزترین جای این دیار
زیباترین بهانه هجرت
آشناترین غریبه در دل غربت
تنهاترین یادگار سلاله نبی مکرم ص
سلطان ابدیت تاریخ توس
مونس شبهای تنهایی غمگنانه بی کسان
مولی علی ابن موسی الرضا ع
میلاد پاک وسراسر نورت مبارک
افتان و خیزان آمدم دست بدامان پر مهرت گیرم
دستم را تو بگیر

عکس: "بهرام امامی " انتخاب از www.foto.ir
عکس ها سخن می گویند
این عکس چه می گوید ؟
عنوان انتخابی خالق این اثر هنری : رهایی
نظر شما چیست ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟

عکس : "فوآد رضوی" منتخب از سایت www.foto .ir
تقديم به دوست خوب و با محبت ايراني ساكن " كانادا "
============================

سلام
نمیدانم کاری که امشب انجام میدهم در عرصه
وبلاگ و وبلاگ نویسی
مرسوم و مقبول هست یانه اما دیگر طاقتم تاب شده
و حال قصه چیست؟
دوستی ازآنطرف دنیا دقیقا کشور کانادا
هر از چند گاهی که چه عرض کنم
بیشتر اوقات مرا مورد لطف و بی نهایت محبت خویش
قرار داده به وبلاگ حقیر
نگاهی از سر لطف می اندازد اما نکته همین جاست
برای حتی یکبار هم نشده
تا نظری حرفی نقدی چیزی مرا و وبلاگم را
مهمان کند حال بدین وسیله ازش خواهش میکنم
تا هم مرا همچنان مورد نگاه محبت آمیز خود قرار دهد
و هم چند خطی بنویسد امیدوارم این کار
من زیاد خارج از عرف و قانون وبلاگ و وبلاگ نویسی
نباشد البته میدانم هر کس به وبلاگ کسی
سر میزند لزوما نباید نظر هم بدهد اما باور کنید
و آن دوست محترم هم باور کند که این یک مورد
استثنا است آنقدر استثنا که مجبور شدم
از او بخواهم که برایم حرفی نظری آدرسی وبی وبلاگی
چیزی به یادگار گذارد.
برای او و تمامی خوانندگان این
نقص نامه ؛ آرزوی سبزی و سلامتی پایدار دارم
تا درودي ديگر بدرود
رضا بردستاني
السلام عليكم ورحمه الله وبركاته
انظرو الى الصخرة المعلقة بالهواء
صخره معلقه في الهواء دون اي اعمدة سبحان الله
عجز العلماء عن تفسير هذه الظاهرة، واحتار اهالي القرية الصغيرة
في امر هذه الصخرة. انها في قرية تدعى التويثير التي تقرب
من مدينة الاحساء شرقي المملكة العربية السعودية
والغريب فى امر هذه الصخرة، انها موجودة في المكان منذ سنوات
لا احد يعرف عددها، وهي قابعة على الارض طوال
ايام السنة، لكنها فى شهر ابريل ترتفع عن الارض بحوالى 10 سم.
لمدة عدة ايام ثم تعود لتهبط على الارض كما كانت
هذا الموضوع صار عليه نقاش طويل خلاصته
انها من الاشاعات وهو موقع اسلامي متخصص
في نشر ما ينشر من اشاعات
يعتقد بانها كاذبه الناشر لتكذيب
هذه الاشاعه مع تعليق ونفس الصوره التي
نشرت هنا هذا بريده الالكتروني وموقعه لمن
اراد المزيد للتعرف على
الشائعات او يدلو بدلوه الكاتب اسمه
ابن حران ibn_harran@@hotmail.com
رابط الموقع http://alsaha.fares.net/sahat?
خلاصة التعليق :
هذه صورة لصخرة يزعم من ينشرها أنها معلقة في الهواء،
وأنها لا ترتفع في الهواء إلا في شهر إبريل ولعدة ايام فقط !!!
وسبب تكذيبنا لمثل هذه الصورة:
1. عدم وجود أي مصدر.
2. مثل هذه الصورة لو كان لها حقيقة لانتشرت في
وسائل الإعلام خصوصاً وأن الموضوع قديم.
3. فبركة مثل هذه الصورة أمر يسير جداً.
4. الزعم بأنها لا ترتفع إلا في شهر من السنة وفي أيام معدودة منه
يزيد الشك في أن صاحبها أراد أن يقول لا تقولوا لماذا لم تلحظها
وسائل الإعلام لأن ارتفاعها يحدث في وقت محدود من السنة.
مع العلم ان هناك صور كثيره لمواضيع كثيره من قبر يزار في تركيا
ويذكرو
انة قبر الرسول(ص) الحقيقي الخ
علي السقاف جده
:source
alsakkaf41.maktoobblog.com/

از...........
خسته ام
از روز گار و گردش ایام خسته ام
از آسمان و آبی آرام خسته ام
از بوستان و مثنوی و شعر رودکی
حتی من از رباعی خیام خسته ام
از جرو بحث حافظ و نیما و شعر نو
از شیشه شراب و لب جام خسته ام
از حالت کمان و سیاهی زلف یار
از بی وفا نگار گل اندام خسته ام
از داستان لیلی و مجنون عامری
از بیستون و تیشه نا کام خسته ام
از مستحب و واجب و از کار نیک و بد
من از حلال و شبهه و دشنام خسته ام
بیزارم از دو رویی و عشاق و نامدار
حتی من از تفکر و اوهام خسته ام
از فلسفه نجوم ریاضی و علم طب
از هر چه علم و عالم بد نام خسته ام
من از بهار و بوی گل و رنگ سرخ عشق
از روی ماه و ساقی گلفام خسته ام
دیر ی است لب ز شکوه فرو بسته ام ولی
از هر چه آفتاب لب بام خسته ام
نوزدهم بهمن ۸۱
یزد رضا بردستانی

عکس :سپهر صمدیان انتخاب از:www.foto.ir

بغض پنهان
ای بغض پنهان در گلو ٬ حرفی بزن چیزی بگو
با اشک همراهی نما افشا کن اسرار مگو
فریاد در چنگال تو جان می دهد ققنوس وار
فریاد از بیداد تو ای بغض پنهان در گلو
بسیار غم دارم به دل صد غصه از داغ فراق
خون گریم از هجران او با خون دل سازم وضو
سوزم ز داغ هجر او سازم به تقدیر و قضا
هر دم فزون گردد به دل شوق وصال روی او
هذیان به دل نجوا به لب این است مزد عاشقان
خون گریم از بیداد غم غم با دلم بگرفته خو
بغض گلو فریاد شد با اشک او همراه شد
نالید از سودای دل از محنت روی نکو
آرام چون دریا شدم با سوز دل تنها شدم
چون شمع در خود سوختم در زلف شب زنجیر مو
اندر محاق سینه شد با سوز دل همخانه شد
بغض سراسر درد و آه حرفی نزن چیزی مگو!
دیروز عاشورای چهار سال پیش
یزد رضا بردستانی

........گریه کردم.
نشستم به بخت خودم گریه کردم
دوباره به حال بدم گریه کردم
عجب روزگاری ٬ عجب سرنوشتی
به بخت بد و روزگار خودم گریه کردم
ملک بودم و آدمی گشته ام
و من زین که " آدم " شدم گریه کردم
دروغ و دورویی ٬ وفا را ؟ نجویی
چه دردی چه زخمی باز هم گریه کردم
تنفر ز مهر و خیانت به پاکی
من اما به حال دلم گریه کردم
کجا شد مروت چه شد سادگی؟
ندانم چرا باز هم گریه کردم؟
نشستم ٬شکستم ز نیرنگ یاران
چو دیدم جفا با دلم ٬ گریه کردم
پناه غمی اشک ! فریاد غم
ز دست دل و بار غم گریه کردم
آخرین روز دی ماه ۸۱
یزد - رضا بردستانی

به بهانه بیست و پنجم آبان
استاد علامه محمد تقی جعفری(ره)
فیلسوف شرق
تولد :مرداد ۱۳۰۴تبریز - یا ۱۳۰۲ تبریز
تحصیلات عالیه علوم اسلامی در تبریز ٬ تهران ٬ قم ٬ نجف اشرف
اساتید: میرزا فتاح شهیدی - شیخ محمد رضا تنکابنی - شیخ کاظم شیرازی
سید عبدالهادی شیرازی - سید ابوالقاسم خویی - سید محسن حکیم
نمونه اثار:
حقوق جهاني بشر از ديدگاه اسلام و غرب

اين كتاب كه به زبان انگليسي نيز ترجمه شده، تطبيقي به
حقوق بشر
از ديدگاه آموزههاي اجتماعي و حقوقيِ غرب و نظام حقوقي سياسي
اسلام است. استاد جعفري علاوه بر معرفي درست ريشهها و مبتنيِ
حقوق بشر، نكات ديگري مطرح ميكند كه در مفاد حقوق بشر مورد
غفلت قرار گرفته،
سبب نابسامانيهاي سياسي و اجتماعيِ بشر در قرن بيستم شده است
در عين حال، مؤلف کتاب حاضر، 80 درصد اين نظامنامه را موافق
اصول و قوانين اثباتشده ميداند.
بررسي فقهي و حقوقي طرح ژنوم انساني

پديدۀ همانندسازي ( Cloning ) كه ابعاد تكنيكي و
مهندسي آن رو به گسترش و فزوني ميباشد،
موجي از احساسات و اظهارات را در سطح جهان بوجود آورده
بيمها و اميدهايي را نيز سبب شده است. پاسخ استاد جعفری به
سؤالات متنوعي كه دربارۀ اين پديده مطرح است، در اين كتاب
متمركز شده و ايشان از زواياي مهم به اين پديده نگريستهاند.
الامر بينالامرين
جبر و اختيار
رسائل فقهي (منابع فقه)
تعبّد و تعقل در فقه اسلامي
فرهنگ پيرو، فرهنگ پيشرو
تعريف فرهنگ در اين كتاب به راه حل اساسيِ خود نزديك شده و با
تأمل در لغتنامهها و انگارههاي علميِ ملل و اقوام مختلف، نظريۀ
جديد و مناسبي توسط استاد جعفري به كاروانيان دانش و بينش
پيشنهاد شده است. علاوه بر اين، تعريف جامعي است که در« فرهنگ
پيرو، فرهنگ پيشرو» از ماهيت فرهنگي به عمل آمده، به برخي
مجادلات و اختلاف نظرهاي کلامي و نظري محض در خصوص فهمِ
علمي فرهنگ پايان داده است.
فلسفه و هدف زندگي
شناخت انسان در تصعيد حيات تكاملي
توضيح و بررسي مصاحبۀ برتراند راسل - وايِت
بررسي و نقد برگزيدۀ افكار برتراند راسل
بررسي و نقد كتاب «سرگذشت انديشهها»

كتاب مذكور، يكي از مهمترين آثار آلفرد نورث وايتهد (
1947 - 1861م دانشمند و فيلسوف انگليسي و استادِ
برتراند راسل) در فلسفۀ مغربزمين محسوب ميشود.
مترجم در حين ترجمه احساس ميكند كه نكاتي از ديدگاههاي وايتهد
نياز به تحليل با قيد نقد و توضيح دارد. استاد نيز با تعليقاتي سودمند،
نظريات وايتهد را در زمينۀ تاريخ، انديشه، سرگذشت نحلههاي فكري
و زيربناي فكريِ ملل فلسفيانديش مورد بررسي قرار ميدهد
موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني
تفسير و نقد و تحليل مثنوي (15 جلد)
ترجمه و تفسير نهجالبلاغه (27 جلد) 
مجموعهاي در 27 مجلّد كه بسياري از اساسيترين مسائل انساني و
اسلامي با نگاهي نو و پويا در آن بررسي شده است. شمول و
گسترش اين كتاب از فلسفه تا سياست، از عرفان تا اديان، از
اخلاقپژوهي تا جامعهشناسي و روانشناسي، ادبيات و شعر و
متدولوژي، دايرﺓالمعارف هوشمندانهاي را در پيش ديد اهل نظر و
مطالعه قرار داده كه ميتوانند پاسخ بسياري از سؤالات خود را در آن
بيابند و با واقعيتهاي انسانشناختي و هستيشناختيِ جديدي آشنايي
حاصل كنند.
از دريا به دريا (كشفالابيات مثنوي مولوي)

وفات : بیست و پنجم آبان ماه
۱۳۷۷
یادش گرامی
بر ای مطالعه بیشتر و دقیقتر درباره علامه فقید به سایت اختصاصی این شهیر ارزشمند
مراجعه فرمایید:
Foods That Fight Cholesterol
Almonds

Oatmeal

Fish

Soy

SOURCE:www.health.msn.com/centers/cholesterol
FIVE FOODS THAT FEED CHOLESTEROL
Whole-milk dairy products

Processed meats

Fast-food fries

Tropical oils

Baked goods

SOURCE:www.health.msn.com/centers/cholesterol

ابر موتو رهاي جستجو
هر گاه نام موتور جستجو گر را مي شنويم نا خود آگاه WWW.GOOGLE.COM
در خاطر ما نقش مي بندد.
شايد در نظر كاربران حرفه اي اين مطلب تازگي نداشته باشد اما موتور هاي
حرفه اي تر و سريع تر هم وجود دارد كه به اختصار به ۱۰ مورد از آنها اشاره
مي نمايم.
اطلاعات كامل تر را مي توانيد از اين آدرس:
WWW.CRIRIB.IR بيابيد.

۱- www.a9.com
مهم ترين قابليت :گرد آوري نتايج جستجو از منابع مهم جستجو در وب
و اعلام به صورت آنها به صورت كاملا سفارشي
منابع تامين اطلاعات :
بخش وب از موتور جستجوي گوگل
جستجو در كتب از www.amazon.com
مراجع از Gurunet
بخش فيلم از IMDb

2-www.invisibleweb.com
مهم ترين قابليت: داشتن منابع اطلاعاتي قابل جستجو كه موتور هاي جستجوي
موجود در اينترنت فاقد محتويات آن مي باشد.
بانك هاي اطلاعاتي ٬بايگاني اطلاعات و ابزار تعاملي(ماشين حساب و فرهنگ لغت)

۳-www.hotbot.com
مهم ترين قابليت: به روز بودن اطلاعات ٬سرعت فوق العاده و قابليت تصحيح عبارت جستجو

۴-www.vivisimo.com
مهم ترين قابليت: علاوه بر جستجو طبقه بندي و سازماندهي اتوماتيك نتايج جستجو
داراي رتبه دوم در بين موتو رهاي جستجو مي باشد.

۵-www.ixquick.com
مهم ترين قابليت : علاوه بر جديد بودن و هوشمند بودن ٬ جستجو
در ۱۴ موتور جستجو به همزمان/
رتبه بندي ميزان ارتباط مطالب و نمايش نتايج جستجو
در موتور هاي مختلف به صورت جدا گانه
آگاهي از ويژگي هاي موتو رهاي جستجو براي جستجوي پيشرفته

۶-www.savvysearch.com
مهم ترين قابليت:جستجوي همزمان در ۲۰۰بانك اطلاعاتي متفاوت وب
قابل تنظيم براي جستجو در بانك هاي اطلاعاتي دلخواه

۷-www.mamma.com
مهم ترين قابليت:علاوه بر جستجوي همزمان در چند موتو جستجوي معروف ٬
در آوردن نتايج جستجودر قالبي يكسان و نشان دادن ميزان
ارتباط عبارت جستجو و منابع ٬پيگيري جامع و آسان/
mamma خود را مادر تمامي موتور هاي جستجو مي نامد.
۸-www.c4.com
مهم ترين قابليت: اين موتور جستجو قبلا cyber411نام داشت امكان استفاده با دو انتخاب٬
كاربرمي تواند سوال خود را به دو صورت انگليس ساده يا از كليد واژه استفاده نمايد.
اين موتور علاوه بر صفحات وب در اخبار روز ٬
اخبار مالي و گرو ه هاي خبري نيز به جستجو مي پردازد.

۹-www.infind.com
مهم ترين قابليت: استفاده همزمان از شش موتور جستجو ٬حذف موارد تكراري و طبقه بندي
نتايج به صورت گروه هاي جداگانه .
اين موتور جستجو را مي توان جزءموتور هاي هوشمند به حساب آورد/
![]()
۱۰-www.dogpile.com
مهم ترين قابليت : سرعت بالا و انعطاف پذيري
اين موتور جستجو را آرن فلين راه اندازي شد.

استفان کاوی
Dr.Stephen R. covey
متولد ۲۴ اکتبر ۱۹۳۲ سالت لیک سیتی امریکا نویسنده کتاب
معروف و بسایر پر فروش : "هفت عادت مردمان موثر "
موسس کانون رهبری کاوی و مشاور دائمی بیش از پانصد سازمان
رسمی. پدر ۹ فرزند ٬ و پدر بزرگ ۴۳ نوه
پدر نمونه در سال ۲۰۰۳
"(برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به مجله موفقیت سال نهم/شماره۱۲۵/صص۵۰-۵۲)"
"هفت عادت موثر"
۱- عامل باشید .
(مسئول و تصمیم گیرنده)
۲- به طور ذهنی از پایان شروع کنید.
(هدفمند بودن دیدن سرانجام کار از ابتدا - خاصیت انسان های هوشمند)
۳- کار های اولویت دار را در اولویت قرار بدهید.
(هدف٬ بینش٬ ارزش٬ اولویت )
۴-احترام و تفکر دو جانبه.
(داشتن تفکر برنده و رعایت احترام متقابل- استفادهاز کلمه " ما" بجای" من")
۵-درک متقابل .
(درک کردن و درک شدن)
۶-ایجاد نیروی جمعی و هم افزایی.
(راه حل سوم ٬ نیروی جمعی)
۷- باز سازی و بهبود مستمر.
(اره خود را تیز کنید - ارتقاء دائمی جنبه های جسمی ٬ روحی ٬ اجتماعی )
او می گوید:
من اصول هفت عادت را ابداع نکرده ام و نمی توانم اعتباری
از این نظر برای خود قائل شوم ٬
من صرفا آن ها را جمع آوری کرده و به ترتیبی که می بینید
در یک چهار چوب قرار داده ام .
از آثار اوست
"هفت عادت خانواده های موفق"
"رهبری اصول محور"
"نخست امور نخست"
"زندگی در سایه هفت عادت"
"عادت هشتم"
به دريا نگاه كن

بر بلنداي تمامي تفكرات مثبت گراي خويش محكم بايست و با چشماني سرشار از كنجكاوي و محبت به دريا نگاه كن هر آنچه را در خود مي جويي را در گستره پر تلاطم دريا خواهي يافت، موسيقاي عاشقانه دريا ، چه در آرامش زيبايش و چه در امواج سهمگين به ظاهر ويرانگرش – به دريا نگاه كن تا تمامي احساس مثبت انديشي و مثبت گرايي را يكجا در پهنه آبي و زيباي دريا بيابي؛ تو چون خوب به آن آبي آرام بنگري خواهي ديد ،غرور را ، آرامش را ، تفكر ، تلاطم ، اعتماد به نفس ، برتري و رجحان بي حد و حصر ، قدرت – قدرتي كه در لابلاي امواج دريا نهفته است- همان قدرتي است كه همواره در تو جريان دارد همان قدرتي كه تو را قادر به انجام هر ناممكن مي نمايد . و تو همچنان به دريا نگاه كن مي بيني ؟
او هر چه دارد از خويشتن خويش دارد آرامش را، موج پر قدرت را، و هر آنچه كه مي خواهد داشته باشد از خود دارد آو آنقدر به توان خويش پايبند است كه با دستان مهربان و با محبت خويش موجي مي سازد سركش، جسور اما؛ از جنس خويش.

خوب كه به درياي بيكران بنگري، همين درياي به ظاهر آرام چيز هايي در خود نهفته دارد كه بسياري از آدمها آن را مدتهاست در خويشتن خويش يا گم كرده اند و يا به فراموشي سپرده اند، آري دريا سينه اي پر همت و دلي مهربان و خالي از كينه دارد با آنكه در بطن او بخش عظيم و پيچيده اي از خلقت قادر بي مثال در جريان است، او، اما آرام و مهربان، پذيراي تمامي خوبي هاي خلقت است درست مثل برخي آدمهاي به ظاهر آرام كه باطني پر جوش و خروش و سر- شار از مهرباني و عاطفه را سخاوتمندانه به همراه دارند و تا در پنهان آنها رخنه نكني، پي به اين راز بزرگشان نخواهي برد چونان دريا كه بايد رنج غوطه- ور شدن را در اعماقش بر خويش هموار ساخته تا به زيبايي هايش آن هم اندكي آري فقط اندكي دست يابي .
به سخاوتمندي او نگاه كن به آن دور دستها به آنجا كه خورشيد – سرچشمه انرژي الهي – خود را به نيمه ديگر زندگي رخ مي نماياند تا عدالتش در تابيدن رعايت شود ؛ به دريا نگاه كن و به دريا بيانديش تا آنجا كه جزئي از دريا شوي خودر را نه در كنار او و نه بر پهنه ي نيلگونش كه با دريا حس كن ، لابلاي جريانات مبهم آبي دريا همراه او گاهي سر به اعماق تاريك و در عين حال شگفت انگيز و زيبايش بسپار و گاه با امواج از دريا جدا شو و به سوي آسمان پرواز كن؛ پروازي كه از دريا جدايي ناپذير باشد ؛ پايت بر آبهاي دريا و بال هايت گسترده در افق زيبا و باز هم جسورانه به دريا نگاه كن حالا ديگر بايد خودت را جزئي از دريا بداني آري اگر خوب خوب در خود غوطه ور شوي مي بيني حالا خود تو هم دريايي دريايي زيبا تر از اين دريايي كه تا حال نظاره گرش بودي تو ديگر دريا شده اي؛ آبي تر، آرام تر، تو دريايي شده اي ؛ آبي آرام ، زيباي غرور انگيز ، جسور مهربان ، قدرتمندي با معرفت و پر تلاطمي امن؛ تو ديگر دريايي هستي آبي تر ، سخاوتمند تر، قوي تر و زيباتر، هر وقت خوب به خوبي هاي اطرافت نگاه كني خيلي بهتر از آنها خواهي شد يعني مي بيني كه تو هم داراي همه آن خوبي هايي هستي كه محو تماشايشان مي باشي باور كن تو حالا از دريا هم درياتر شده اي دريايي كه ميداند و ميبيند و مي فهمد كه درياست دريايي كه مي داند زيباست، قدرتمند است، مفيد است خلقتش بي عيب و نقص و هدفمند است ،آمده ايم كه دريا باشيم با تمامي خوبي ها.
قدرتي كه دريا دارد غير قابل تصور است ولي او به ساحل آرميده در كنارش ظلم نمي كند با او يار و همراه است ، به زيبا ترين شكل ممكن همديگر را مهربانانه و خالي از هر كينه و عداوتي در آغوش ميگيرند و تو ميتواني در دل شب قدم به ساحل پر عطوفت دريا گذاري و بيبيني و بفهمي و بشنوي سرود هاي عاشقانه دريا و سا حل را ، آنها در كنار هم ترانه آرامش و آسايش مي خوانند نه دريا فخر به بزرگي و پهناوري و دارندگيش مي ورزد و نه ساحل به كوچكيش سر خجلت فرود مي آورد نه دريا بر ساحل خشم مي گيرد نه ساحل بر دريا سخت هر موجي كه به ساحل مي آيد حاوي پيام مهربانانه درياست -صد ها و هزاران هزار سرود و ترانه مهر ، عشق و دوستي- و هر موجي كه از ساحل به دريا باز مي گردد حامل بهترين و عاطفي ترين پاسخ هاست؛
دوست خوب من به دريا نگاه كن و دريا شو چون دريا، آرام، زيبا، قدرتمند ، مهربان و سخاوتمند دوست خوب من حالا ديگر بجاي نگاه كردن به دريا خودت دريا باش همانگونه آرام به همان اندازه مقتدر و مهربان.
آري دريا باش
رضا بردستاني
يزد: بيست و يكم آبان 86
Rezabardestani50@hotmail.com
|
بیل گیتس، استیو جابز و مایکل دل میلیاردرهای بدون لیسانس! پایگاه خبری تقریب - سرویس اجتماعی: یک وبلاگ آمریکایی در فهرستی 15 "ابر ثروتمند" دنیا را که بدون مدرک دانشگاهی هستند طبقه بندی کرده است. |
|

عكس:علي رازي /// انتخاب از: WWW.FOTO.IR
كجاست جاي تو؟
?
كجاست جاي تو در جملهي زمان كه هنوز…
كه پيش از اين؟ كه هم اكنون؟ كه بعد از آن؟ كه هنوز؟
و با چه قيد بگويم كه دوستت دارم؟
ـ كه تا ابد؟ كه هميشه؟ كه جاودان؟ كه هنوز؟
سؤال ميكنم از تو: هنوز منتظري؟
تو غنچه ميكني اين بار هم دهان كه هنوز…
چه قدر دلخورم از اين جهان بيموعود
از اين زمين كه پياپي … و آسمان كه هنوز…
جهان سه نقطهي پوچي است، خالي از نامت
پر از «هميشه همينطور» از «همانكه هنوز»
همه پناه گرفتند در پي «هرگز»
و پشت «هيچ» نشستند از اين گمان كه «هنوز»
ولي تو «حتما»ي و اتفاق ميافتي!
ولي تو «بايد»ي اي حس ناگهان كه هنوز
در آستان جهان ايستاده چون خورشيد
همان كه ميدهد از ابرها نشان كه هنوز
شكسته ساعت و تقويم، پاره پاره شد
به جستجوي كسي آنسوي زمان كه هنوز…
محمد سعيد ميرزايي

عكس:علي مظهري/// انتخاب از WWW.FOTO.IR
دست مريزاد به عشق!
گرچه توفان شد و بيواهمه پركند مرا
و در اين غربت دور از همه افكند مرا
آفرين بر نفسش! دست مريزاد به عشق!
بيخبر آمد و كرد از همه جا بيخبرم
از تو و نام تو و ياد تو آكند مرا
تن سرمازدهام باغ شد و فروردين
تا به لبخند تو پيوند زد اسفند مرا
جادهها در شب تاريك به راه افتادند
تا به روزي كه تو باشي برسانند مرا
تا به روزي كه... شب و جاده و آواز چهقدر؟
ميكشد عشق به دنبال تو تا چند مرا؟
فاطمه سالاروند

انتخاب
معجوني معجزه گر
انتخاب يك واژه متشكل از چند حرف است ؛ مثل ميليون ها كلمه و عبارت ديگر، اما دنيايي شگفت آور درون اين واژه به ظاهر ساده نهفته است تا بدان جا كه به نظر من انتخاب ٬جايگاهي همرديف با معجزه دارد .
هر گاه صحبت از انتخاب به ميان مي آيد چندين و چند واژه پر معنا و تاثير گذار خودنمايي مينمايد: دقت، انديشه، فرصت ، آينده نگري انتخاب نماد موجوديت و انفعالي بودن است اينكه بداني چه مي خواهي ؟ چرا مي خواهي ؟ و بتواني از ميان چند گزينه همسان و خوب بهترين ها را براي خويش اختيار سازي يعني ايستادن بر كرسي رفيع توانايي و دانايي٬ شايد كه نه قطعا خداوند متعال قدرتي والاتر و مقدس تر از قدرت انتخاب و گزينش به آدمي عطا نكرده است ولي همين واژه كه يك دنيا حادثه و پيشآمد در ورايش به كمين نشسته، مي تواند بهترين و قدرتمند ترين انگيزه را براي دست يابي به حس زيباي برتري جويي و گام نهادن بر قلل مرتفع بهترين بودن در ما بوجود آورد.
انتخاب يك معجون- با يك فرمول منحصر بفرد البته براي هر كس –قدرتمند و بي همتاست كه نيرويي شگرف به صاحب انديشمند خويش هديه مي دهد بياييم كمي بيشتر تامل كنيم. آيا تا بحال انديشيده ايد؟ كه اگر قدرت و فرصت انتخاب را از فردي بگيرند چه بلايي سر او آورده اند براي سلب قدرت و فرصت انتخاب از هر فرد هيچ معادلي شايسته تر از زوال و نابودي به معناي واقعي كلمه وجود نداشته و نخواهد داشت به عبارت ساده تر فردي را نابود و هيچ گرداني بدون اينكه حيات و امرار روزهاي رنج آور زيستن را از او دريغ داري. منصفانه تر اينكه انتخاب را يك جريان پويا فعال و در حال رشد و ترقي بدانيم يك جريان پويا و فعال در عين حال غريزي هدايت شده و پرورش يافته در عين حال تاثير گذار و پايدار.
حال چه فرقي مي كند ما انتخاب را معجون بدانيم يا معجزه نقطه مشترك در اين دو در اين حقيقت نهفته است كه انتخاب معجوني است كه معجزه مي كند .
علم ، ثروت، تفكر، زيبايي ، قدرت ،حكمت همه و همه وقتي بكار مي آيند كه درست فكورانه هدفمند ودر يك كلام حسابگرانه انتخاب شده باشند درست انتخاب كرده باشي و نيز درست انتخاب شده باشي ٬انتخاب شدن خوب و درست ٬ و نيز بجا انتخاب شدن همانقدر موثر است كه خوب و درست و بجا و بموقع انتخاب نمودن قدرت تخريب و نابودي بد انتخاب نمودن درست برابر است با بد انتخاب گرديدن.اصلا درست تر آن است كه بگوييم: درست انتخاب نشدن ترجمان صريح و صحيح سلب قدرت و امتياز انتخاب نمودن است.
انتخاب هميشه و در همه حال با كلماتي چون : يا – اگر – اما
و غيره سر و كار دارد يعني همواره سايه اي از شك و توقف ، ترديد و صبر بر دايره وسيع انتخاب چهره نمايي مي كند انتخاب همان واژه اي كه در نظر ما معجوني است كه معجزه مي كند گاه اگر در مسير نادرست قرار گيرد بلايي است كه از نابودي و نيستي فردي هم پا را فراتر نهاده جامعه اي را مضمحل نموده و تازه اين اضمحلال اثري طولاني و ماندگار دارد و شايد قرن ها نتوان از زير سايه فلاكت آن يك انتخاب نادرست رهايي جست.
انتخاب يك فرصت است ٬فرصتي بزرگ٬ مقدس و ارزشمند٬ انتخاب فرصتي است كه مي توان بال هاي خود را بگشايي٬ فارغ البال در آسمان امن و آسايش ، پيروز مندانه و سرافراز به پرواز در آيي انتخاب فرصتي است كه هيچ تضميني در تكرار يا جبران آن وجود ندارد و ابدا معلوم نيست كه تجديد پذير باشد يا نه ٬چرا كه هستند مقوله هايي كه انتخاب مجدد با ذات وجودي آنان منافات اساسي دارد البته شايد در بعضي انتخاب ها بار ها و بارها قدرت و فرصت انتخاب مجدد را داشته باشي و در نقطه مقابل شايد اولين انتخاب حال درست يا نادرست آخرين و آخرين و آخرين آن انتخاب باشد.
در اين كه ما قدرتمنديم٬ توانايي هايي خارق العاده داريم ٬هيچ شكي وجود ندارد اما غافل شدن از قدرت و تاثير انتخاب ما را گاه دچار مشكلاتي لاينحل ٬سخت و ويران كننده مي نمايد .
كوتاه سخن اينكه همه اينها درست ٬انتخاب معجوني است كه معجزه مي كند حقيقتا معجوني است گرانبها و نيز اينكه انتخاب يك فرصت است يك ثروت عظيم و هميشه قابل تصورو در دسترس٬ ولي همين انتخاب جرياني است كاملا طبيعي در چرخه تكامل ٬انتخاب گاه همه عوامل و حوادث را تحت الشعاع خويش قرار مي دهد انتخاب يك جريان پويا و هدفمند است و در عين حال قابل كنترل نه بايد از آن هراسيد و نه اينكه ساده اش پنداشت بايد در انتخاب هوشمند بود ولي نه با ترس و بيم دروني فقط بايد شناخت و فهميد.
بياييد يكبار درست انتخاب كنيم تا هميشه شاد ، قوي و سرافراز باشيم.

رضا بردستاني آبان 86

من و آئینه
من و آئینه چندی پیش با هم
نمو دیم از غم دوری شکایت
بگفت آئینه :رویت زرد گشته
بگفتم :عشق را این باشد آیت
منش گفتم :غبار آلوده رویی
بگفتا: دارد این شرح و حکایت
کمی از عشق و ز آشفته حالی
غم دوری که هیچش نیست غایت
پس از آن قصه فرهاد عاشق
غم شیرین و شوق بی نهایت
حکایت های نغز از عشق بازی
هم از مجنون و لیلی در بدایت
شنیدم ناله ای٬ فریاد و آهی
نمودم حال او را من رعایت
زدودم از رخش زنگار غم را
سپس آهسته در عين عنايت
نگاهي از سر مهرش نمودم
بگفتم من به قربان وفايت
تو هم انگار دل دادي به ياري
تو هم از عشق داري صد شكايت
بگفتا عاشقم شوريده حالم
به كوي عشق دل را كن هدايت
بگفتم در حريم بي وفايان
بود دلدادگي عين جنايت
صبوري پيشه كن آئينه اي دوست
مدار از من تو اميد حمايت
رضا بردستاني فروردين ۸۳

دیکته زندگی
دیکته زندگیم
به دست گذران ایام
مرور شد.
تولد ٬ اولین غلط
نوجوانی ٬ غلط
جوانی ٬ غلط
زندگی ٬ باز هم غلط
عشق ٬ غلط غلط غلط !
و باز هم غلط
نا گفته پیداست٬
من در دیکته زندگی صفر گرفتم
-۰-
" مردود"
رضا بردستانی ششم اسفند ۸۲
سکوت و شکست

حق با سکوت بود ٬چه خوش در گلو نشست
فریاد ٬ بی صدا خفه شد ٬ جا به جا شکست
من ٬همنوا با دل خود٬ نعره می زدم
غم آمد و کنار دلم٬ بی صدا نشست
من خواستم با غم و دل در سکوت شب
خلوت کنم ٬که اشک٬ ره شکوه را ببست
اشکی ولی تو پاک و زلالی به سان عشق
گفتا بگویمت غم و دردی که در دلست؟
تنها شدم چو با غم و دل هر چه گفته شد
داغ فراق بود فراقی که ماتمست
رازی نهان نماند تمامی عیان و فاش
رخسار زرد٬ آیینه ی هر چه بود و هست
صد ناله از جدایی و فریاد از فراق
حیرانم از زمانه و عمری که یک دمست
دل شد ندیم میکده در عین سادگی
می شد حریف غم٬ دل دیوانه ٬مست مست
دیگر سخن ز عشق و ز دلداگی چه سود؟
زیرا فراق و هجر فراوان در عالمست
باور کنید عشق٬ مطاعی گرانبهاست
اما چه سود عاشق صادق چو گوهر ست
رضا بردستانی نهم اسفند ۸۱

براي قوي تر شدن
نقطه ضعف هايت را فاش كن.
اين يك جمله كليشه اي ، آشنا و رايج است "براي پيروزي بر هر حريف و دشمني سعي كن به نقاط ضعفش دست پيدا كني و از همان نقطه يا پاشنه آشيل حريفت را شكست داده خاكستر نشين كن يا براي پيروزي بر حريف نقاط ضعف و قوت او را شناسايي كرده با فشار بر نقاط ضعف حتما آنان را با شكست سختي مواجه خواهيم كرد.
انكار ناپذير و غير ممكن است كه داشتن نقطه ضعف را كتمان نموده يا ادعا كنيم كه هيچ نقطه ضعفي نداريم،
بالاخره نقطه ضعف وجود دارد بايد پذيرفت حال ترس از بر ملا شدن نقطه ضعف خود معزلي بزرگ تر از خود نقطه ضعف است چرا كه در اين مقوله دو اثر سوء و اثر رواني منفي وجود دارد ،
- ترس ممتد و هميشگي توام با احساس منفي دائم كه كم كم به يك عادت و خلق و خوي ناپسند تبديل مي شود
- وجود نقطه ضعفي كه مي دانيم و مي شناسيم

نكته جالب اينجاست كه هر نقطه ضعفي مي تواند مورد استفاده دوست و دشمن آشنا و غريبه قرار گيرد دشمن براي ضربه زدن و نابودي كامل ، دوست براي
اعمال فشارهاي روحي رواني گاه عاطفي و شايد حتي براي مزاحي زود گذر.
پيشنهاد من اين است بياييد سنت شكني كرده بجاي پنهان نمودن و خود را دچار هيولاي بر ملا شدن اين نقيصه نمودن بي هيچ ترس و واهمه اي نقطه يا نقاط ضعف خود را فاش و بر ملا سازيم بله خودمان اين كار را با رغبت كامل تعمدا
انجام داده نتايج شگفت آور آن را ببينيم با اين كار كمترين فايده اش اين است كه راه هاي نفوذ حريف براي شكست و ياس و نا اميدي را از قبل شناسايي كنيم و دانسته راه عبور دشمن براي ضربه زدن را خودمان برايش ترسيم نموده او را مجبور كنيم در راهي قدم بردارد كه ما مي خواهيم و بر آن اشراف كامل داريم
اينجاست كه ديگر غافلگير نمي شويم و وارد يك نبرد پيدا و مشخص كه شبيخون و اصل غافلگيري در آن كوچك ترين نقشي ندارد مي شويم واضح و آشكار است كه هيچ كس شكست را دوست ندارد و اصطلاحا كم آوردن و دچار بيم و ضعف
شدن را هم به آساني نخواهد پذيرفت حال وقتي ما بدانيم كه طرف مقابل در هر
نقش و پوششي آشكارا بر نقطه ضعف ما واقف است اولين و نزديك ترين فايده حاصله ، از بين رفتن ترس و هراس مستمر برملا شدن اين معضل خواهد بود حالا ديگر حواسمان جمع خواهد بود و تمام هم و غم خود را معطوف به آن نقطه
اسيب پذير خواهيم نمود .

زندگي و روابط و اتفاقات آن يك بازي بزرگ و هدفمند شطرنج است ، مثال:
تصميم داريد با حريفي قدر و حرفه اي در صفحه شطرنج نبردي را پي ريزي نماييد سبك و سياق بازي شما به گونه اي است كه بازي شما وابستگي شديدي به مهره رخ يا اسب يا هر دو داريد در عرصه بازي شطرنج اين خود يك نقطه
ضعف ميتواند باشد (گاه حذف هر نقطه قوتي تبديل به يك نقطه ضعف خطرناك و اثر گذار مي شود) حال انكه با كمي هوشمندي صبر و تمر كز و ابتكار مي توان آن نقطه ضعف را طعمه قرار داده و بر حريفي كه ما را آسان پنداشته فائق آييم چرا كه حريف تمام سعي خود را بكار خواهد بست تا با خارج نمودن رخ يا اسب ما را خلع سلاح نموده ابتكار بازي را خود بدست گرفته مارا با شكستي سخت و در عين حال سريع و آسان روبرو سازد ولي در اينجا ما مي توانيم در نقش يك انسان مبتكر و خلاق ظاهر شده ابتدا روشهايي را بيازماييم كه كمتر به رخ و اسب نياز داشته باشيم و در عين حال با طعمه قرار دادن رخ و اسب بهترين و مفيد ترين مهر ه هاي حريف را از صفحه نبرد خارج نماييم .
در سايه ترس از نقطه ضعف ها خوابيدن يعني پذيرش شكست قبل از هر هجوم و عملي ، وقتي شما بدانيد كه همه يا حد اقل كساني كه به نوعي خواهان عدم پيروز ي و موفقيت شما هستند آشكارا از نقطه ضعف يا نقاط ضعف شما با خبرند شما هوشيارانه تمام توجه و حواس خود را با آن نقطه معطوف خواهيد ساخت و نيز براي رهايي و تبديل ضعف به قدرت خواه نا خواه دست بكار خواهيد شد قطعا براي هر فردي ادامه وجود نقطه ضعفي كه اشكارا همه مي دانند صورت خوشايندي نخواهد داشت حال با تمركز بيشتر بدون ترس از برملا شدن نقطه ضعف در صدد بر طرف ساختن آن برخواهد آمد.
كوتاه سخن اينكه بجاي غصه خوردن و در لانه خزيدن از ترس اينكه مبادا اطرافيان كه لزوما مي توانند دشمنان ما هم نباشند بلكه شايد حريف دوست داشتني ما باشند از وجود چند نقطه ضعف كوچك يا بزرگ ما در صدد ضربه
زدن يا سوء استفاده و امتياز گيري بر آيند و يا مايه شرمساري و سرافكندگي ما پديدار شود با نهايت شهامت ، اقتدار به حالت اعلام يا اعتراف آن معزل را خود بيان نموده هوشيارانه از راه هاي نفوذ پذيري و ضربه خورد ن از آن محافظت نموده در صدد از بين بردن آن راه برآييم .

"روزگاري دور تر از زمان حال شخصي به واسطه آنچه مختصرا آن را عدم آگاهي نام مي نهيم عمل زشت و ناپسند سيگار كشيدن را انجام مي داده ، پس از
مدت ها با علم به مضر بودن آن خود را از آن رها نموده با هر جان كندني موفق
به ترك سيگار گرديده در جمعي حاضر شده كه شديدا با سيگار و سيگاري
برخوردي تند و نامناسب دارند در آن جمع يك نفر از سيگاري بودن شما باخبر بوده اما خبري از ترك آن ندارد شايد شما از ترس بر ملا شدن يا ترس از
برخورد بد آنها خود را مجبور به ترك آن محل نموده يا كل تمركز خود را از دست داده فكر و ذهنتان مشغول فرار از اين رسوايي به ظاهر بزرگ نماييد پيشنهاد من به شما اين است خودتان ابتكار محفل را بدست بگيريد مسير فكري را هدايت نموده خودتان به معضلي كه الان شده پاشنه آشيل و نقطه ضعف، اشاره نموده با صداقت و متانت به آن روزگاران پر اشتباه اشاره اي نموده و سپس پيروزمدانه
بيان داريد كه به اشتباه مضحك خود پي برده حال ازآن دام ويران كننده رهاشده ايد مطمئن باشيد با اين روش بر خورد مورد تشويق واحترام قرار خواهيد گرفت
نا خود آگاه راه سوءاستفاده از اين موضوع را مسدود ساخته خود را از شر ترس اين رسوايي احتمالي رها سازيد.

بياييد بجاي فرار و ترس از فاش شدن نقطه ضعف هايمان ؛آن را آشكارا بيان داريم مطمنا اين شيوه ي رفتاري در موفقيت و قوي تر شدن ذهن و فكر مفيد واقع خواهد شد.
رضا بردستاني يزد آبان ۸۶
| زمینه فعالیت |
رماننویس
|
| تولد |
|
| ملیت | افعانی، آمریکایی |
مشخصات فوق کسی را معرفی نمی کند بجز خالد حسینی نویسنده افغانی - آمریکایی
که اولین کارش با نام بادبادک باز یا کاغذ پران باز او را بر سر زبانها انداخت و اثر دیگری از او
(www.jadidonline.com) با نام "هزار خورشید رو" A thousand splendid suns

www.1pezeshk.com/archives/2007/10/post_584.html
که برگرفته از شعری از شاعر شیرین سخن صائب تبریزی است:
فلک از آفتاب آيينه داری پيشه می سازد
دو صد "خورشيدرو" افتاده در هر پای ديوارش
هر دو اثر این نویسنده، به زبان انگلیسی است.
بادبادک باز در ایران چندان جدی گرفته شد که علاوه بر نقد و نظرها درباره آن یک جلسه بررسی نیز به
خاطر آن در شهر کتاب برگزار شد که چند تن از جمله محمد حسین محمدی داستان نویس افغان مقیم
ایران درباره آن سخن گفتند. جلسات شهر کتاب معمولا به کتاب های مطرح اختصاص دارد.
استقبال خوانندگان ايرانى از بادبادک باز سبب شد که در هنگام برگزاری جایزه ادبی روزی روزگاری در ماه
اردی بهشت ٨٦ از سوی جمعی از هنرمندان ( هنرمندان سینمایی، تجسمی و عکاسان ) اين کتاب به
عنوان برترین رمان سال ٨٥ انتخاب شود. جالب است که در مسابقه بهترین رمان همان سال انتشارات
پنگوئن نیز این رمان به عنوان رمان برتر سال ٢٠٠٦ انتخاب شده بود.
با وجود آنکه روزنامه های تهران همواره خبرها و نظرهای مربوط به بادبادک باز و خالق آن خالد حسینی
را پوشش داده اند اما بیشترین نظرات مربوط به این کتاب و نویسنده آن در وبلاگ های فارسی منتشر
شده است.
(/www.jadidonline.com/story/12062007/fq/splendid_suns_persian)
بیست و پنجم شوال
سالروز شهادت رئیس مکتب تشیع
٬پرچمدار علم و دیانت ٬ششمین اختر تابناک امامت و ولایت
٬حضرت امام جعفر صادق ع
بر تمامی دوستداران و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت
تسلیت
يا صاحب الزمان

سر مي نهم به پاي تو يا صاحب الزمان
جان مي كنم فداي تو يا صاحب الزمان
تقديم ميكنم سرو جان را ز فرط شوق
گر بشنوم صداي تو يا صاحب الزمان
صد مرحبا بر آن كه گرفته است توشه اي
از روي دلرباي تو يا صاحب الزمان
آري صفاي مجمع سوته دلان همه
مي باشد از صفاي تو يا صاحب الزمان
والله بر تمام سلاطين روزگار
دارد شرف گداي تو يا صاحب الزمان
بيگانه است با همه بيگانگان تو
شد هر كه آشناي تو يا صاحب الزمان
مشمول لطف حق نشود آن كسي كه نيست
مشمول او دعاي تو يا صاحب الزمان
از ارتكاب هر عملي قصد عاشقان
اول بود رضاي تو يا صاحب الزمان
شكر خدا كه با همه بي لياقتي
دل هاي ماست جاي تو يا صاحب الزمان
ما را براي روز جزا زاد و توشه اي
نبود مگر ولاي تو يا صاحب الزمان
كي مي شود به ديده ما جلوه گر شود
رخسار حق نماي تو يا صاحب الزمان
كي از كنار بيت خدا مي شود بلند
آن صوت جانفزاي تو يا صاحب الزمان
بر اين مريض جان به لب از درد افتراق
كي مي رسد دواي تو يا صاحب الزمان
خود واقفي كه « ملتجي » ات در تمام عمر
دارد به سر هواي تو يا صاحب الزمان
در رثاي قيصر
از او
با او
براي او
===========
چشمهاي من ......
در هواي گريه هاي نم نم است
مي دانيد؟:
اين روزها كه ميگذرد ؛هرروز
احساس مي كنم كه كسي در باد
فرياد مي زند
و مي گويد
وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها

آخر ديگر
هر روز بي تو
روز مبادا است
مي خواهم الان از زبان تو بشنوم كه:
راستي؟
مردن چقدر حوصله ميخواهد؟
میدانم تو از آن گروه نبودي كه
در سراسر عمرت
يك روز يك نفس
بي حس مرگ زيسته باشي
باور كن باور كن
رفتار من عادي است
اما نمي دانم چرا؟

اين روزها از دوستان و آشنايان هر كس مرا مي بيند از دور
مي گويد:
اين روزها انگار
حال هواي ديگري دارم
اين روزها خيلي براي گريه دلم تنگ مي شود

نمي دانم از تو چه بخواهم نمي دانم چه بگويم اما
بگذار دست كم
گاهي تو را به خواب ببينم
بگذار در خيال تو باشم
بگذار ......
بگذريم
خوب دوست داشتني ٬ رفتي آرام و سبكبال

حالا ديگر
پروانه هاي رنگ پريده
روي لبان ما
پرپر مي زند
قيصر:
مردن چقدر حوصله مي خواهد؟
باور كن :
رفتار من عادي است
اما
اين روزها خيلي براي گريه دلم تنگ ميشود

آخر نفهميدم
نام تو چيست ؟
نام تو نور؟....
نام تو شور
چه خوب پيش بيني كردي
خيلي قبل
پيش از آنكه با خبر شوي لحظه عزيمت تو نا گزير مي شود
آي........
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان
چقدر زود
دير مي شود

ديرينه دوست سراسر آشنايي

چقدر زيبا
و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا كه نام كوچك تو(قيصر )
آغاز ميشود
ديگر دلم هواي سرودن نمي كند.....
تا آمدم كه با تو خدا حافظي كنم
بغضم امان نداد و خدا...
.
چرا اينقدر زود
چرا او تازه ابتداي جاده ي شكفتن بود 48بهار كه عمر حساب نمي
شود
مي شود؟
چرا ؟
هزاران هزار عاشق
بر سنگ مزار دل تو مرثيه خواندند

حقيقت رفتنت ر ا با تمامي دير باوري خیلی زود باور مي كنيم
می پذيريم اينها بهانه است
خواستم .....
خواستم...!!!
خواستم كه با تو درد دل كنم٬
گريه ام ولي امان نداد
راست گفتي ٬استوار بر اين انديشه استوار كه:
سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
پاييزي كه تو را از ما گرفت پاييزي كه يادآور فراق توست آيا ديگر
كسي به پاييز دل مي بندد ؟
پاييزي كه قيصر
در آن
خزان گرفت؟
تو با دهان مرثيه خواندي
اي كاش عاشقان تو مي ماندند
اما من به زبان غم ميخوانم اي كاش تو مي ماندي و ما را در سوگ
خود نمي نشاندي
مي شنوي اين٬
اين بوي غربت است
كه مي آيد
اما اين بو غريب تر از اين حرف هاست
انگار
بوي رفتن
مي آيد
هق هق بغض است به تسكين درد
دست تسلي به سر شانه هاست

يادت مي آيد
آن روز كه سرودي:
شنيدن خبر مرگ باغ دشوار است
به چه مي انديشيدي؟ اين روز ها را ديده بودي؟
دوستانت را ديدي؟؟؟ هنوز هم باورشان نمي شود
خوشا رقص مرداني از آيينه....
خوشا رفتن از خود رسيدن به خويش.....
خوشا محو تكرار تصويرها......
اين حسرت٬ در دل ما سكونت اختيار گزيد - ديگر برون نتوان نمودن
چرا كه قيصر
در فصلي از خزان ناپديد شد و به ياد هاي آغشته به غم پيوست
و در اين ميان
ماييم ز درد داغ گفتن با تو
داغيم زگفتن و شنفتن با تو
رضا بردستانی ابان ۸۶ یزد
رفتي ولي كجا ؟
تو به دل جا گرفته اي...


امشب ديگر قيصر ميان ما نيست
اين مصيبتي است سخت
يک رباعي
============
اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي
لحظه هاي کاغذي
===========
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني ، زندگي هاي اداري
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندلي هاي خميده، ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري
عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري
" قيصر امين پور(زنده ياد)"
"بقا خاص ذات باریتعالی است"
از شمار دوچشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
غم فقدان قیصر شعر و ادبیات ایران زمین
امین پور عزیز و مهربان را به اشک همدردی می شوییم
خانواده محترم امین پور٬
دوستداران و ادب یاران عزیز فقدان این عزیز مهربان را تسلیت
عرض می نمایم
برایش از خدای مهربان رحمت و مغفرت آرزو مینماییم
قیصر عزیز بدرود

سلام :
ياران شب بيدار هميشه همراه
سري به اين سايت بزنيد.
نگاه كنيد
لذت ببريد
بيانديشيد
به نام خداوند رحمتگر مهربان ستایش خدایى را که آسمانها و زمین را آفرید، و تاریک׀ها و روشنایى را پدید آورد .با این همه کسانى که کفر ورزیده اند،[ غیر او را ]با پروردگار خود برابر مى
.
|
In the name ofAllah, the Beneficent, the Merciful Praise be to Allah, Who hath created the heavens and the earth, and hath appointed darkness and light. Yet those who disbelieve ascribe rivals unto their |

گفتم : ....... گفت : .......!
گفتم : نگهت ٬ گفت : چه مي خواني تو
گفتم : كه غمت ٬ گفت : كه نتواني تو
گفتم : د ل من ٬ گفت : چه تنها و غمين
گفتم : دل تو ٬ گفت : نمي داني تو؟
گفتم : غم من ! گفت : غم تنهايي
گفتم : غم تو ! گفت : كه مي داني تو
گفتم : سخنت ! گفت : شنيدن دارد
گفتم : كه بگو ٬ گفت : چه ناداني تو
گفتم : كه بيا ٬ گفت : كه من آمده ام
گفتم : به كجا ؟ گفت : به مهماني تو
گفتم : شب من ٬ گفت : چه تاريك و دراز
گفتم : شب تو ٬ گفت : كه درماني تو
گفتم : صنما ٬ ! گفت : بگو ماه منير
گفتم : كه چر ا ؟ گفت : نمي داني تو
رضا بردستاني دي ۸۲
سلام مهدی جان
نمی دانم از چه سبب بوی جمعه که به مشامم می رسد
دلم بی تاب می شود
طاقت از دست داده٬ حسرت آدینه هایی بر دلم
می نشیند که آمد و تو نبودی نمی دانم این انتظار چه لذتی دارد
که نمی خواهیم تمام شود اما
دلمان برای دیدنت یک ذره شده
راستی که انتظار فرج
نوگل باغ احمد ی حلاوتی زائد الوصف
دارد ولی:
بیا
این دل دغدار از دوریت را مرحمی دلنواز باش
می آیی
می دانم اما آیا همین آدینه؟
یا
باز هم
صبر

یاران سلام
سری به این سایت بزنید :
شب خوش
تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را
میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
دعایم کن
گفت : هر چند دلت خانه بدوشست ولي
دوست دارم كه شود بي سر و سامان تر از اين (محمد علي مجاهدي)
ديري است مثل عقربه ها مي دوم ز خويش
در طول جاده اي كه به جايي نمي رسد (پرويز عباشي داكاني)
رگبار نو بهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش مي كني (فروغ فرخزاد)
هر گه كه ميروم كه شكايت كنم زتو
چون گوش مي كنم به زبانم دعاي توست (ضميري اصفهاني)
شمع شد روشن و پروانه به آتش پيوست
مي توان سوخت اگر امر بفرمايد عشق (خليل ذكاوت)